یوهانس برامز آهنگسازی که دنیا موسیقی به احترامش می ایستد

یوهانس برامز بی شک یکی از شگفتی های موسیقی کلاسیک بوده که دنیا به خود دیده است.

یوهانس برامز ” Johannes Brahms “، آهنگساز آلمانی و نوازنده ی پیانو، کسی بود که سمفونی ها، موسیقی کُنسرتینا (سازی شبیه آکاردئون)، موسیقی مجلسی یا موسیقی چمبر، آثار پیانو (قطعات موسیقی آرام و آهسته) و قطعات کٌر یا قطعه برای گروه سرایندگان را به رشته ی تحریر در آورد.

“این دشوار نیست که آهنگی ساخته شود، اما چیزی که به طور شگفت آوری سخت می باشد این است که یادداشت های غیر ضروری و اطناب آمیز خود را در زیر میز کار رها کنید.” این جمله زیبا از یوهانس برامزاست.

یوهانس برامز در شهر هامبورگ آلمان در ۷ مِی سال ۱۸۳۳ میلادی متولد شد. یوهانس برامز یکی از استادان چیره دست سمفونی و سبک موسیقی سوناتا در نیمه ی دوم قرن نوزدهم میلادی بود. او را می توان به عنوان پیشکسوت سبک موسیقی کلاسیک جوزف هایدن، موزارت و بتهوون شناخت.

به طور گسترده در قرن نوزدهم یکی از عالی ترین آهنگسازان مطرح شده و یکی از موسیقی دان های برجسته ی دوره موسیقی رمانتیک، یوهانس برامز بود که در ۷ مِی سال ۱۸۳۳ میلادی در شهر هامبورگ آلمان متولد شد. یوهانس برامز دومین فرزند یوهان هِنریک کریستین نیسِن بود و یوهان جاکوب برامز سه فرزند داشت. موسیقی در زندگی او مطرح شد وقتی سن کمی داشت. پدر او نوازنده ی ویلن سِل جفت (دو تا) در انجمن ارکستر سمفونی هامبورگ بود و برامزِ جوان نواختن پیانو را در سن هفت سالگی آغاز کرد.

یوهانس برامز زمانی که نوجوان بود در واقع یک موسیقی دان فاضل و کامل شده بود و او از استعدادش در مهمانخانه های محلی، در فاحشه خانه ها و در لنگر گاه های شهر استفاده کرد تا پولی را کسب کند و خانواده اش را از موقعیت های مالی سخت و طاقت فرسا رها سازد.

در سال ۱۸۵۳ میلادی برامز به منتقد موسیقی و آهنگساز معروف آلمانی، رابرت شومان معرفی شد. دو مردی که به سرعت در کنار هم ترقی کردند، در حالی که شومان در دوست جوان تر از خودش امید وافری برای آینده ی موسیقی مشاهده می کرد. او برامز را به یک نابغه تبدیل کرد و به طور آشکار “عقاب جوان” را در مقاله ای معروف ستایش کرد. واژگان و القابی از این نوع سریعا آهنگساز جوان را به وجودی شناخته شده در دنیای موسیقی مبدّل ساخت.

اما این دنیای موسیقی در محل تقاطع دو جاده بود. آهنگسازان مدرنی همچون فرانتس لیست و ریچارد واگنر؛ چهره های پیشکسوتِ “مکتب آلمان جدید” که بیشتر آوا های سنتی شومان را ملامت کردند. آنها یک صدا روی ساختار بنیانی، و روانی و آسانی هارمونیک، ترسیم از ادبیات را برای این منبعِ الهام اطلاق می کردند. برای شومان و سرانجام برامز، این آوای جدید زیاده روی و افراط محضی بود که نبوغ آهنگسازانی چون یوهان سباستین باخ و لودویگ فان بتهوون را نفی کرد.

در سال ۱۸۵۴ میلادی شومان بر اثر بیماری از کار افتاد. در نشانه ای از ارتباط نزدیکش با مربّی او و خانواده اش، یوهانس برامز از همسر شومان، کلارا، در اداره ی کار و بار خانگی و امور مربوط به خانه ی او کمک و مساعدت کرد. مورخان حوزه ی موسیقی معتقدند که برامز به زودی عاشق کلارا شد، در صورتی که کلارا به نظر نمی رسید که در صدد جبران کردن تحسین و پسند برامز باشد. حتی بعد از مرگ شومان در سال ۱۸۵۶ میلادی، هر دو آنان فقط به صورت دوست باقی ماندند.

در سر تا سر سال های بعد، یوهانس برامز چندین سِمت و منصب های مختلف از قبیل رهبر ارکستر گروه کُر بانوان را در هامبورگ بر عهده داشت که در سال ۱۸۵۹ برای آن منصوب شده بود. او همچنین به نوشتن موسیقی خود ادامه داد. محصول و خروجیِ او شامل “ردیف موسیقی و نغمه ی شش سازه در سطح سی ماژور” و ” موسیقی کُنسرتو پیانو شماره ۱ در ر مینور”.

در اوایل سال ۱۸۶۰ میلادی یوهانس برامز اولین دیدارش را با وین داشت و در سال ۱۸۶۳ میلادی او به عنوان رئیس آکادمی آواز، یک گروه از سرایندگان (آواز دسته جمعی) را نامگذاری کرد؛ مکانی که او روی آثار آکاپلا مدرن و تاریخی متمرکز شد.یوهانس برامز در بیشتر بخش ها از موفقیت های پی در پی در وین لذت برد. در اوایل سال ۱۸۷۰ میلادی او رهبر اصلی ارکستر انجمن دوستداران موسیقی بود. او همچنین ارکستر سمفونی وین را برای سه فصل هدایت کرد.

کار او به بهترین شکل ادامه یافت. در سال ۱۸۶۸ میلادی به دنبال مرگ مادرش او “فاتحه ی آلمان” “Ein German Requiem”, را تمام کرد؛ یک قطعه ی هنری که مطابق متن های کتاب مقدس پایه گذاری شده است و اغلب به عنوان یکی از مهم ترین قسمت های آواز دسته جمعی ذکر شده است که در قرن نوزدهم خلق شد. قطعه ی چندین لایه و سطح، دسته ی خوانندگان، تک نوازی ها و یک گروه ارکستر کامل را با هم می آورد.کمک های یوهانس برامز نور و روشنایی اطراف را پنهان کرد. قطعات هنری او از این دوره ی زمانی شامل والس ها و دو تُن صدای “رقص های مجارستانی” برای پیانوی دو نفری نواختن بود. در اینجا بخشی از فاتحه آلمان اثر برامز را با هم می شنویم

یوهانس برامز هرگز ازدواج نکرد، به دنبال کوشش شکست خورده ی او در جهت معشوقه اش، کلارا شومان، یوهانس برامز یک رشته و زنجیره ی کوچکی از ارتباطات دوستانه را همچنان ادامه داد. آن ها شامل یک کار با آگاته وون سیبولد در سال ۱۸۵۸ میلادی شد که او به سرعت برای دلایلی که هرگز واقعا فهمیده نشد، از آن صرف نظر کرد. این به نظر می رسد که برامز به آسانی عاشق شد. یک دلیل برای او هست از انکارِ درس دادن پیانو به یک زن به دلیل کشش و تمایل برامز به او.

لجاجت و غیر قابل انعطاف بودن یوهانس برامز ، او را به فردی بی ادب و طعنه زن، در برابر بزرگسالان تبدیل کرده بود. در مقابل کودکان او جنبه ی نَرم تر خود را به نمایش می گذاشت که اغلب آب نبات یک پِنی را به بچه هایی می داد که در همسایگی او در وین با آنان مواجه می شد. او از طبیعت لذت می برد و به کرات زمان طولانی را در بیشه ها قدم می زد.

یوهانس برامز تا پایان زندگی اش در وین ماند. تابستان ها را او با مسافرت کردن در سر تا سر اروپا به طور گسترده سپری می کرد، در حالی که تور های کنسرت را او همچنین به بهترین شکل در راه و مسیر قرار می داد. در طی این اجراها، برامز سخت با نیروی جسمی اش یا هدایت و اداره می کرد و یا اجرا می کرد.

ثروت و دارایی از ساختِ قطعاتِ هنری او که دریافت شده بود از ادامه ی پیشرفت و ترقی و رشد آن ها در سال های ۱۸۸۰ تا ۹۰ میلادی بود. کار او شامل “کُنسرتو دوبل در لا مینور”, “تِریو پیانو شماره ۳ در دو مینور” و “ویلن سوناتا در ر مینور” شد. به علاوه او ” ردیف پنجگانه در فا ماژور ” و “ردیف پنجگانه در سل ماژور” را تمام کرد.

در طی دوره ی ده ساله ی او، برامز چندین قطعه ی موسیقی مجلسی نوشت، با کلارنیت نواز (موسیقی قره نی زن) ریچارد مولفلد برای سلسله ای از آهنگ ها به صورت یک تیم در آمد؛ آهنگ هایی که شامل “تِریو برای کلارینت، سِلو و پیانو” به همان خوبی “پنجگانه برای کلارینت و ردیف ها”.

در طی سال های بعد از این زندگی راحتی برای برامز دیده شده است. آهنگ او به هر حال از سال ۱۸۶۰ به خوبی به فروش رفت و برامز به دور از زرق و برق و افراط، زندگی ساده ای را در آپارتمان ساده ی خود سپری کرد. برامز به خوبی یک سرمایه گذار باهوش و زرنگ در بورس سهام و ارز شد. ثروت و دارایی او، اما مورد رقابت قرار گرفت توسط سخاوت و خیرخواهی او، به طوری که برامز اغلب پولش را به دوستان و شاگردانِ جوانِ موسیقی می داد.

تعهد برامز به هنرش نشان داد که او یک انسان کمالگرا است. او اغلب قطعات هنری تمام شده ای که آن ها را ناشایست می پنداشت را از بین می برد که شامل ٢٠ ردیف کوآرتِتس (قطعه موسیقی مخصوص چهار تن خواننده یا نوازنده) بود.

در سال ۱۸۹۰ برامز ادعا کرد که او از ساختن آهنگ دست برداشته است اما این حالت و وضعیت زمان کمی به طول انجامید و او دوباره به آن دوران طولانی قبل بازگشت. برامز “ویِر ارنست گِسانگ” را که روی اثری از تورات و قسمت عهد جدید انجیل به تصویر کشیده بود را کامل کرد. این یک قطعه ی آشکار شده برای آهنگساز بود که لعنت می کرد چیزی که روی کره زمین یافت شده و مرگ را به عنوان آسایش خاطری از درد و فزونی های دنیای مادی در آغوش می گیرد.

برامز خودش قطعا مرگ را در ذهنش داشت. در ۲۰ مِی سال ۱۸۹۶ دوست قدیمی او، کلارا شومان بعد از طی چندین سال مشکلات بیماری در گذشت. در حوالی این زمان، سلامتی خودِ برامز رو به زوال بود. پزشکان دریافتند که کبد او در وضعیت بد و ضعیفی است. برامز آخرین اجرای موسیقی اش را در مارس ۱۸۹۷ در وین داشت. او یک ماه بعد، در سوم آپریل ۱۸۹۷ بر اثر عوارض ناشی از سرطان فوت کرد.

 

Please wait...
درج نظر